|
كويران" با همياري شوراي شهر و شهرداري سيرجان پنجشنبه گذشته، سيرجان ميزبان كارشناس خوب و دوست داشتني تلويزيون، يعني خانم دكتر سيما فردوسيپور بود.
همايشي با محوريت موضوع خانواده پايدار كه با استقبال خوب همشهريان نيز روبرو شد. شبه گزارش ما را از اين همايش ميخوانيد:
اينجا، روز، خارجي؛ سالن امام علي(ع)، تربيتبدني سيرجان
خيابان مملو از خودروهايي است كه همگي براي شنيدن صحبتهاي دكتر فردوسيپور در اينجا پارك شدهاند. حدس ميزنم بايد راكب همه اين خودروها خانم باشند. راكباني كه گويي هميشه متهماند؛ چه در لباس راكب خودرو و چه در لباس راكب زندگي! اينجا فرصتي است كه شايد گوشهاي از دغدغههاي آنان در اين زندگي وانفساي صنعتي امروز ديده و شنيده شود.
وارد سالن كه ميشوم، با انبوه حضور خانمها در روي سكوهاي سالن مواجه ميشوم و نگهبان مرا به پايين سالن هدايت ميكند. ابتدا گمان ميكنم كه مهمان VIP هستم. اما زهي خيال باطل! گويي اندك صندليهايي كه به آقايان اختصاص داده شده است، همين پايين است و چه استقبال باشكوهي! تعداد آقايان حاضر يك دهم خانمها هم نيست! مگر خانواده پايدار فقط مخصوص خانمهاست؟
اكثريت جمعيت حاضر در سالن را خانمهاي مجرد تشكيل ميدهند. چيزي در حدود 80 الي 85 درصد اينطور به نظر ميرسند. شايد نياز به آگاهي بيشتر از زندگي و خانواه پايدار آنان را به اينجا كشانده است.
شايد پدر و مادرهاي همين نسل امروز ديگر نيازي به داشتن آگاهي نسبت به خانواده پايدار حس نميكنند. چه پايدار، چه به سامان و چه نابهسامان آنان زندگي خود را از چندين سال پيش آغاز كردهاند و اين نسل سوم حالا نيازمند آگاهي بيشتر است. نسلي كه هميشه به نداشتن، ناآگاهي و ... متهم است.
صحبتهاي دكتر فردوسيپور از تعريف نوع خانوادهها آغاز ميگردد. صحبت از نوع خانواده «گسترده» و «هسته» است. «خانوادهي ديروز و خانواده امروز. هر كدام نقاط قوت و ضعفي دارند. در خانوادههاي گسترده ارتباط شكل جمعيتر و روحيه جمعي نيز متعاقبا جمعگرا بوده است. اختلافهاي كمتر و مشكلات كمتر در خانوادههاي هسته كه ما امروز با آن مواجه هستيم؛ اين ويژگيها در آنها وجود ندارد، در عوض در اين خانوادهها فرزندان وقت بيشتري از خانواده دريافت ميكنند و ... البته نقاط ضعفي نيز هر دو نوع اين خانوادهها داشتهاند.» نقاط ضعف خانواده اول يعني گسترده را از زبان دكتر نشنيدهام، اما فكر ميكنم نياز به استقلال در نهايت منجر شده است كه خانواده گسترده به هسته تبديل شود. خانواده هسته همچون ديگر روحيه جمعگرا سابق را نداشته طبيعتا دچار مشكلاتي گرديده است. مثل نبود ريش سفيدي بزرگان و تضاد افكار در اين نوع خانوادهها.
فصل بعدي سخنان دكتر فردوسيپور اشاره به رفتارهاي تكانشي و كنترل هيجانات فردي اختصاص دارد. «در علم روانشناسي رفتار تكانشي رفتاري است كه هيچ پشتوانه فكري در پس خود ندارد و بيشتر به هيجانات فرد بستگي دارد. فردي كه بتواند هيجانات خود را كنترل كند، قطعا رشد بيشتري خواهد داشت.» شايد اين بخشي از صحبتهاي دكتر فردوسيپور بيشتر اشاره به ما «نسل سومي»ها دارد. نسل سوميها حالا در سن ازدواج قرار دارند. سن ازدواج، سن جواني، سن شور و شعف. پس كنترل هيجانات زندگي بخشي از رفتارهاي كنترلي در اين سن محسوب ميشوند. در حديثي از حضرت علي(ع) داريم كه در هيجانات (شور، شعف، خشم و ...) نميتوان «تصميم، تنبيه و تدبير» انجام داد. اما بايد براي اين كنترلها چه كنيم؟ دكتر فردوسيپور اشاره به مراقبت و توجه به خود دارد. «جسم ما از روان ما جدا نيست. پس بهتر است حسابي مراقب اين جسم باشيم. اختلال در خواب 8 ساعته مداوم يكي از مشكلاتي است كه ميتواند روي روحيه و روان فرد تاثير بگذارد. خواب كم باعث كاهش سرتونين در مغز ميشود كه همين عامل باعث غمگين بودن و ميل به افسردگي هر چه بيشتر ميشود. لازمه يك خانواده پايدار، انسانهاي پايدار است. براي داشتن رواني سالم، بايد جسمي سالم داشت.»
بخش بعدي سخنان دكتر فردوسيپور اشاره به آگاهيهاي زن و مرد نسبت به يكديگر دارد. «زن و مرد از يك جنس آفريده شدهاند و زنها بايد از مردها و مردها بايد از زنها آگاهي داشته باشند. آگاهي از نيازهاي يكديگر نسبت به هم.» با شنيدن اين جمله از دكتر كه حرفزدن يك نياز براي خانمهاست. خيلي از ما (و همچنين حضار در همايش) با شنيدن اين حرف، لبخندي بر لب مينشانيم. حتي خانمها خود نيز به اين حرف ميخندند. تعجبي هم ندارد، هيچ كس تا به حال از چنين سخناني پردهبرداري نكرده بود، پس طبيعي است كه ابتدا بخنديم، اما خيلي خوب است. بعد اتمام آن؛ آگاهي به دست آورده باشيم. دكتر فردوسي در ادامه سخنان خويش ميگويد: «خداوند براي هر كاري كه انسان انجام ميدهد، مركزي براي آن در مغز در نظر گرفته است. مركز تكلم چیزي است كه همه ما آن را داريم» اما دكتر فردوسيپور اشاره دارد كه بعضي از خانمها 2 مركز تكلم دارد. مثل يك هواپيماي 2 موتوره... اينجاست كه سالن روي هوا ميرود!
«تحقيقات نشان داده است كه 7000 لغت در روز نياز خانمهاست و اگر اين نياز برطرف نشود، ممكن است تلفن و ... وسيله سرگرمي براي بعضي خانمها تبديل شود.» دكتر فردوسي اشاره به اين دارد كه ميتوان قلب آقايان را از راه ميانبُر از معدهشان به دست آورد و همچنين كارهايي كه خانمها ميتوانند در زمان آمدن آقايان به منزل انجام دهند و ...
همه ما (چه خانم و چه آقا) داريم با خنده به اين صحبتها گوش ميدهيم. قبلها ميشنيديم كه حقيقت تلخ است، اما گويي اينجا حقيقت از يك فيلم كمدي زن و شوهري هم بيشتر ميتواند مايه خنده باشد! شايد خيلي از خانمها و آقايان حاضر در جمع چنين كارهايي را در روز با روزمرگي خودشان انجام دهند، اما پاي صحبت كردن و نگاه از بالا به همين كارها كه ميشود، همه با لبخند گوش شنوا ميشوند.
بخش بعدي سخنان دكتر فردوسي اشاره به خانواده قانونمند، تربيت فرزندان و محبت بين زن و مرد اشاره دارد. «خانوادههاي پايدار هميشه به اصولي پايبند هستند. اين اصول بايد از سوي همه افراد خانواده مورد پذيرش و اجرا قرار گيرد. در بحث تربيت فرزندان رمز موفقيت اين است كه پدر و مادر بايد يك حرف بزنند. هيچگاه نبايد فرزند را به خاطر كارهاي بد تنبيه بدني كرد. ميتوان طور ديگري برخورد كرد. اگر فرزند كار بدی انجام داد او را «محروم» كنيد و اگر كار خوبي انجام داد او را «تشويق» كنيد. محبت و احترام را ياد بگيريم. پدر و مادر بايد با يكديگر با احترام برخورد كنند تا اين برخورد الگويي براي فرزندان باشد. ما داريم با بحران بياحترامي روبهرو ميشويم و اين اصلا خوب نيست.»
«در بحث محبت و ابراز آن حديثي داريم از پيامبر اعظم (ص) كه ميفرمايند: اگر به كسي محبت داريد، آن را به زبان بياوريد. مردها بايد به زنها ابراز محبت كنند. ابراز يعني آن را به زبان بياورند و نه آنكه بخواهند آن را با چيزهاي ديگر توجيه كنند.»
دكتر فردوسي در ادامه سخنان خود بحث را به «فرد» باز ميگرداند و اينكه اگر هوش هيجاني يك فرد بالا باشد، يعني درك يكديگر بالاتر است. البته اين هوش هيجاني ارتباطي با هوش تحصيلي و ... ندارد. لطفا اشتباه نكنيد! آدمها با درك متقابل يكديگر به هم نزديك ميشوند. حكايت «درك متقابل» حكايت گمگشته امروز ماست. «او مرا درك نميكند» تكيه كلام خيلي از ما در زندگيهاي امروز است.
دكتر فردوسيپور به اين امر اشاره نكرد كه آيا هوش هيجاني اكتسابي است يا به ذات است. اما به نظر من با توجه به اين كه رفتار بيشتر اكتسابي است تا ذاتي پس هوش هيجاني هم ميتواند بيشتر اكتسابي باشد تا ذاتي.
پس از استراحتي كوتاه به بخش سوالها ميرسيم. بخش جذابي كه البته نشانههاي بسياري در خود دارد. نشان از طرز فكر فرد و متعاقبا جامعه او، رفتارهاي جمعي و نقطهنظرها من باب مسالهاي خاص. از ميان سوالات بسيار، چند سوال به نظرم جالب آمد كه البته پاسخهاي دقيق دكتر فردوسي هم جالب توجه بود.
گويا خانمي سوال پرسيده بود كه دختر 3 ساله من حرف از عروسي و عروس شدن ميزند و به يكباره سالن عين بمب منفجر از خنده ميشود. اما پاسخ دكتر فردوسي شايد پاسخ به خيلي از سوالات ديگر هم باشد: «چرا شما تا چنين موضوعي بحث ميشود، سريعا فكر منفي درباره آن ميكنيد؟ اين كودك عروس را ميبيند كه زيباست و آرايش كرده است، پس خود را با تو همانند ميكند و اين يك نياز است. بچهها اين را دوست دارند كه مساله مهمي نيست و مقطعي است. ديدتان را نسبت به مسائل عوض كنيد.»
سوال ديگر يكي از حضار اين بود كه كسي را دوست دارم، اما نميتوانم با او ازدواج كنم. خيلي به او وابسته شدهام؛ چطور او را فراموش كنم؟
دكتر فردوسيپور اينبار بدون توضيح ديگري راههاي فراموش كردن افراد را يادآور ميشود و اينكه هر عشقي لزوما به ازدواج ختم نميشود. اماراههاي فراموش كردن: 1- او را نبينيد 2- از او و براي او ننويسيد 3- صدايش را نشنويد 4- سراغ او را نگيريد.
سوال بعدي درباره پرخاشگري بچههاست كه پاسخ دكتر اينگونه است:
« جدي، مهربان، منطقي و از همه مهمتر صبور باشيد. بچهها را زود بخوابانيد. مواد خوراكي كه رنگ در آنهاست، كم كنيد و كارها را مشخص كنيد.»
سوال كننده بعدي نظر خانم دكتر را درباره نحوه پوشش خانمها ميپرسد كه پاسخ بدين گونه است:
«لباسهاي تنگ نپوشيد، چون اين لباسها باعث ميشوند فشار به جسم بيايد كه متعاقبا روي روان تاثير منفي دارد. جسم بايد آزاد باشد تا روحيهها آزادتر شود.»
صحبتها و واكنشهاي دكتر فردوسيپور مثل هميشه خيلي منطقي و آرام و با ديد مثبت فوقالعادهاي بود.
در حالي كه هيچ كدام از ما دربارهاي از اوقات اين همايش انتظار نداشتيم كه دكتر فردوسيپور اينگونه برخورد و واكنش داشته باشند. اميدواريم از اين قبيل حركتهاي فرهنگي و اجتماعي باز هم وجود داشته باشد. قطعا تداوم چنين حركتهايي به پويايي يك جامعه كمك شاياني خواهد كرد. از زحمات همه مديران شهرداري و شوراي شهر در برپايي اين همايش تشكر ويژه داريم.
|